آهنگ غم دل از محمد معتمدی
شنبه, ۸ خرداد ۱۴۰۰، ۰۴:۵۹ ب.ظ
از غم دل ناله ها دارم
نباشد دردم را دوایى
کجایى اى ساقى؟ کجایى؟
جامى که مرا دیوانه کند…
با هستى خود بیگانه کند! اثر نکند ناله زارم
تا کى از بر من جدایى؟
دور از دیده من چرایى؟
اى مستى جان از باده تو!
جامى که منم دلداده تو
خسته دلى دارم؛ ز فتنه گردون
که در سبویم جاى مى، خون مىریزد
عاشقم و سوزد شرارِ غم جانم
اگر بر آرم آه از دل؛ آتش خیزد
آمد جان به لبم
وز دل جدا نشود تاب و تبم
گریان و شمع سحر روز و شبم از تنهایى
۰۰/۰۳/۰۸